بررسی وضعیت کنونی ایران و چشماندازهای پیشرو
«همزمانی این نشست با روز جهانی یادبود هولوکاست، یادآور جنایتی است که در آن میلیونها یهودی بیرحمانه به قتل رسیدند. این مناسبت همچنین ما را به یاد قربانیان ایرانی آنچه ما «هولوکاست ایرانی» مینامیم میاندازد؛ قربانیان وحشت، قتلعام، ترور و اعدام، نهتنها در سه ماه گذشته، بلکه در طول ۴۷ سال گذشته؛ از هر قوم و هر شهر، و از گوشهگوشه کشور.
از اینرو، پیشنهاد میکنم یک دقیقه سکوت به احترام هر دو گروه از قربانیان، قربانیان یهودی هولوکاست و قربانیان ایرانی این تراژدی مداوم، داشته باشیم:
برای نیکا، برای سپهر بابا، و برای هزاران انسان بیگناه دیگر؛ از عباس هویدا تا فریدون فرخزاد.
…
مهمانان گرامی،
از اینکه این فرصت را برای پرداختن به یکی از چالشهای کلیدی سیاست خارجی اروپا در اختیار من قرار دادید، سپاسگزارم.
نام من ساناز بهزادی است و نماینده مؤسسه «ترویج جامعه باز» هستم—نهادی فعال در حوزه گذار دموکراتیک، توسعه جامعه مدنی، حکمرانی خوب و گفتوگوی سیاستگذاری درباره ایران.
اجازه دهید از ابتدا صریح باشم:
این بحث فقط درباره ایران نیست؛ بلکه مستقیما به منافع راهبردی اروپا، امنیت انرژی آن و نقش اروپا در شکلدهی یکی از حساسترین گذارهای ژئوپلیتیک زمان ما مربوط میشود.
آنچه امروز در ایران در حال وقوع است، یک بحران گذرا نیست، بلکه تلاقی سه روند عمیق و شتابگیر است:
نخست، فروپاشی گسترده مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی—واقعیتی که در تداوم اعتراضات، گزارشهای نهادهای مستقل و واکنشهای تدافعی و فزاینده حکومت بهروشنی دیده میشود.
این سرکوب صرفا سیاسی نبوده است؛ در ۴۷ سال گذشته، الگوهای نابرابری و تبعیض در ایران بیش از آنکه قومیتی باشند از دل عوامل ساختاری شکل گرفتهاند—از جمله حکمرانی غیرپاسخگو، تخصیص رانتی منابع، توسعه نامتوازن منطقهای و حذف سیستماتیک سیاسی؛ ساختارهایی که بدون اصلاحات نهادی، در آینده نیز بازتولید خواهند شد.
دوم، تشدید تنشهای نظامی در منطقه، با خطر واقعی گسترش به یک درگیری فرامنطقهای.
و سوم—موضوعی که در ادبیات سیاستگذاری کمتر به آن پرداخته شده—این است که مسئله گذار در ایران دیگر مربوط به آیندهای دور نیست؛ بلکه به واقعیتی جاری تبدیل شده است. پرسش دیگر این نیست که آیا تغییر رخ میدهد، بلکه این است که این تغییر چه شکلی خواهد داشت و آیا برای آن آمادهایم یا نه.
ترکیب این روندها، ایران را به یکی از نقاط حساس در معماری امنیتی و اقتصادی جهان تبدیل کرده است—با پیامدهایی مستقیم برای اروپا.
خانمها و آقایان،
اجازه دهید به یک واقعیت ژئوپلیتیک اشاره کنم:
تنگه هرمز تنها یک آبراه منطقهای نیست، بلکه حیاتیترین گلوگاه در زیرساخت انرژی جهان است. روزانه حدود ۲۰ درصد از تجارت نفت جهان از این مسیر عبور میکند که بخش مهمی از آن به اروپا میرسد.
جمهوری اسلامی بارها تهدید کرده است که این مسیر را مسدود خواهد کرد—و در شرایط تشدید بحران، این تهدید دیگر فرضی نیست.
پیامدهای آن برای اروپا روشن است: افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی و خطر بیثباتی اقتصادی و…
اما این واقعیت بُعد دیگری هم دارد: یک ایران باثبات و دموکراتیک از این موقعیت بهعنوان ابزار فشار استفاده نخواهد کرد، بلکه میتواند به شریکی قابل اتکا برای امنیت انرژی اروپا و ثبات منطقهای تبدیل شود. این یک آرمان نیست، بلکه تعریف روشن منافع راهبردی است.
ما اینجا نیامدهایم صرفا یک بحران را توصیف کنیم، بلکه برای ارائه یک مسیر عملی سخن میگوییم.
یک سناریوی واقعی برد-برد وجود دارد—بر پایه یک چارچوب گذار ساختارمند که توسط گروهی از ایرانیان متخصص طراحی شده است. «پروژه شکوفایی ایران» که توسط شاهزاده رضا پهلوی هدایت میشود، یک طرح انتزاعی نیست، بلکه نقشه راهی مرحلهبندیشده برای گذار سیاسی است که بر اصلاحات بنیادین، جلوگیری از خلا قدرت و ایجاد حکمرانی دموکراتیک تمرکز دارد.
در هر فرآیند گذار، وجود یک محور انسجام سیاسی حیاتی است. امروز، تلاشهایی حول رهبری شاهزاده رضا پهلوی توانستهاند بخشی از این ظرفیت را شکل دهند.
در کنار آن، عدالت انتقالی نقش تعیینکنندهای دارد. جمهوری اسلامی با کارنامهای سنگین از نقض حقوق بشر روبهروست و بدون سازوکارهای پاسخگویی، هر گذار میتواند به چرخه انتقام منجر شود.
به همین دلیل، کمیتهای به رهبری شیرین عبادی در چارچوب این پروژه در حال طراحی سازوکارهای حقیقتیابی، پاسخگویی و آشتی اجتماعی است تا میان عدالت و ثبات تعادل ایجاد کند—تعادلی که بدون آن، گذار پایدار ممکن نیست.
خانمها و آقایان،
در این چارچوب، یک تناقض نیز باید مورد توجه قرار گیرد:
ادامه فعالیت سفارتهای جمهوری اسلامی در اروپا—در حالی که همین ساختارهای غیرپاسخگو منشأ بحران هستند—با اهداف دموکراسیخواهانه همراستا نیست. بازنگری در این رویکرد میتواند بخشی از یک سیاست منسجمتر و مبتنی بر ارزشها باشد.
ما ایرانیانی هستیم که در اروپا زندگی میکنیم، اینجا را خانه خود میدانیم و آینده فرزندانمان را در همینجا میبینیم؛ از همین رو، امروز هم بهعنوان ایرانی و هم بهعنوان شهروندان اروپایی با شما سخن میگوییم.
رویکرد اتحادیه اروپا تاکنون محتاطانه و واکنشی بوده است؛ اما با توجه به سرعت تحولات، این رویکرد در معرض از دست دادن یک لحظه تعیینکننده قرار دارد.
از این رو، سه اقدام مشخص پیشنهاد میشود:
نخست، بازنگری در ابزارهای دیپلماتیک اروپا و حرکت از مدیریت بحران به سمت آمادگی برای سناریوهای گذار؛
دوم، ایجاد گفتوگوی ساختارمند با جامعه مدنی و نیروهای مسئول اپوزیسیون، بهویژه نیروهای پایبند به رویکردهای غیرخشونتآمیز و نهادمحور؛
و سوم، نقشآفرینی فعالتر اروپا در شکلدهی به گفتوگوی بینالمللی درباره آینده ایران، پیش از آنکه تحولات آن را در موقعیتی صرفاً واکنشی قرار دهد.
خانمها و آقایان،
ایران در آستانه یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد.
نحوه مدیریت این گذار نهتنها بر زندگی میلیونها ایرانی، بلکه بر ثبات منطقه، امنیت انرژی اروپا و اعتبار جامعه بینالمللی تأثیر خواهد گذاشت.
آنچه اکنون لازم است، درک دقیق واقعیتها، آمادگی برای سناریوهای مختلف و اراده برای اقدام مسئولانه و قاطع است.
این پنجره هنوز باز است.
مؤسسه «ترویج جامعه باز» آماده است در این مسیر—از طریق تحلیل، تسهیل گفتوگو و ارتباط با جامعه مدنی ایران—همراهی کند.
یک نتیجه برد-برد ممکن است—
اما تنها در صورت اقدام بهموقع.»
ساناز بهزادی، تحلیلگر و خبرنگار ارشد مؤسسه «ترویج جامعه باز»، در نشست پارلمان اروپا—بروکسل—که روز ۱۵ آوریل با حضور چهرههای اپوزیسیون ایرانی از جمله شیرین عبادی، رییس کمیته عدالت انتقالی تیم شاهزاده رضا پهلوی، به همراه نمایندگانی از مؤسسه «ترویج جامعه باز» (APOS)، جبهه هفتم آبان، حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI)، حزب کومله به بررسی وضعیت کنونی ایران و چشماندازهای پیشرو برای تحقق یک ایران آزاد پرداخت.